در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  سبك عراقي
نویسنده :  رقیه ابراهیمی
كلمات كليدي  :  سبك عراقي، عراق عجم، غزل، عرفان، درون گرا، سبك هندي.
سبك، روش مشخص بیان مطلب است؛ یعنی گوینده به چه نحو خاص و مشخصی مطالب خود را ایراد كرده است و جهت درك این نحوۀ خاص بیان، باید در انتخاب لغات، شكل جملات و اصطلاحات صنایع ادبی، عروض و قافیه ...گوینده دقت شود.
یكی از سبكهای مهم ادبیات فارسی، سبك عراقی است كه از سدۀ هفتم تا سدۀ نهم هجری طول كشید و اغلب در عراق عجم یعنی اصفهان و دیگر نواحی مركزی ایران و فارس و كرمان رواج داشت و به همین سبب این سبك در دوران اخیر سبك عراقی نام گرفت. از مهم‌ترین شاعران این دوره می‌توان به عطار، مولوی، سعدی، امیرخسرو دهلوی، خواجوی كرمانی، جامی و حافظ اشاره كرد. از سدۀ ششم هجری به بعد بر اثر تحولات درونی و بیرونی جامعه ایرانی، سبك قدیمی رو به سستی نهاد و طلیعه سبك نوینی پدیدار گشت. شاعران به جای پرداختن به الفاظ و معانی رسمی و تشریفاتی، به حدیث نفس گراییدند و برای بیان افكار و عواطف خود به غزل و مثنوی و رباعی كه آزادتر از قطعه و قصیده بود، روی آورند. هر چند با هجوم مغولان این دگرگونی‌ها سریع‌تر شكل گرفت و اقتصاد جامعه درهم‌شكست، كانون‌های فرهنگی نابود شد و نگرانی و غفلت و نومیدی شیوع یافت؛ عرفان گسترش پیدا كرد و وسیله‌ای شد برای فرو نشاندن دردها و كسب آرامش؛ شعر صوفیانه و غزل توسعه یافت و ادبیات درونگرا شد.(انوشه: 1376؛ ص 794)
  سبك عراقی به مدت 300 سال در زمان مغولان و ایلخانان مغول و تیموریان سبك ادبیات فارسی بوده است.
  سبك عراقی را از سه جهت می‌توان مورد بررسی قرار داد:
  الف) به لحاظ چهارچوب زبان ، همان چهارچوب فارسی قدیم، یعنی سبك خراسانی است كه بسیاری از مختصات كهن خود را از دست داده است و در عوض تا حدودی مختصات جدید یافته است و آن مقدار از مختصات سبك خراسانی كه در آن مانده است به لحاظ بسامد با دورۀ قدیم متفاوت است.
  می‌توان گفت كه زبان از دیدگاه خوانندۀ امروزی مأنوس‌تر است، لغات فارسی اصیل قدیم كم شده و به جای آن لغات عربی جایگزین شده است. مختصات آوایی كهن از قبیل تشدید مخفف و تخفیف مشدد و تغییر در هیأت كلمات به ضرورت كم می‌شود. «می» اندك اندك جای «همی» را می‌گیرد؛ «در» به جای «اندر» در حال جایگزین شدن است. استعمال «مر» تقریباً نادر است و همین طور واژه‌های ابدون، ایدر، ابا، ابر و... بسیار كم به كار می‌رود. می‌توان گفت سبك عراقی مابین زبان كهن خراسانی و زبان جدید سبك هندی به بعد است.
  مهم‌ترین مختصۀ زبانی سبك عراقی، درهم‌آمیختگی مختصات كهن و جدید است كه گاهی در یك شعر كوتاه در كنار هم دیده می‌شود. البته توجه سبك‌شناسان در زبان عراقی باید بر مختصات جدید باشد نه مختصات سبك خراسانی كه تغییر بسامد در این سبك هم مرسوم است؛
مثلاً در این دوره «یكی» به معنای كسی به كار رفته است:
                یكی بر سر شاخ و بن می‌برید                 خداوند بستان نگه كرد و دید
                                                                                           (شمسیا : 1375: ص 258)
 
  استاد بهار می‌نویسد: ... و این هم تازه است و از شعر و نثر وارد شده و در نثر قدیم نظیرش دیده نشده و قدما در این موارد كسی و مردی و مانند آن می‌آورند. (بهار: ج 1، 1373: ص 417)
  ب) از نظر فكری؛ اگر شعری عاشقانه باشد دیگر مقام معشوق پست نیست بلكه چنان والاست كه قابل اشتباه با معبود است و اگر عرفانی باشد، عرفانی است كه دیگر از شرع و پند و اندرز و اخلاق (كه در قرن ششم مرسوم بود) دور شده است و حتی مسائلی به آن افزوده شده كه در عبارت مشایخ قدیم سابقه نداشته است. مسائل مهم عرفانی مطرح در شعر این دوره عبارت است از: وحدت وجود، تفوق عشق بر عقل، استناد به حدیث قدسی كنت كنزاً، مسأله تجلی و ظهور، ستایش شراب و بی خودی و بی خردی.
  اما، در كنار همه این‌ها حمله به زاهد وصوفی هم مرسوم است.
  بدین ترتیب ادبیات این دوره بر خلاف ادبیات سبك خراسانی ادبیاتی است درونگرا، عشق گرا، محزون و غیر رئالیستی كه بیش از آن كه به آفاق نظر داشته باشد به انفس نظر دارد. (شمسیا: 1375، ص 295)
  پ) از نظر ادبی: قالب مسلط در این دوره غزل است كه اندك اندك به لحاظ تعداد ابیات و تخلص، وصفی ثابت می‌یابد. تخلص در شعر قبل از مغول، وضع ثابتی نداشت و حتی سعدی گاهی در بیت ماقبل آخر تخلص كرده است. توجه به بیان و بدیع زیاد می‌شود و شاعران به هنرهای گوناگونی كه هرگز در شعر سبك خراسانی وجود نداشت دست می‌یابند. (شمسیا: 1375: ص 259)
 
 
منابع:
1-   انوشه، حسن؛ فرهنگ نامۀ ادبی فارسی، گزیدۀ اصطلاحات، مضامین و موضوعات ادب فارسی/ دانش نامۀ ادب فارسی (2)، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، 1376، چاپ یكم، ص 794.
2-      شمسیا، سیروس؛ سبك شناسی شعر، تهران، فردوس، 1375، چاپ دوم، ص 261- 258.
3-      بهار، محمدتقی؛ سبك شناسی، تهران، چاپخانه سپهر، 1373، چاپ هفتم، ص 147.
 
 

 

 


3/5 - (43)
 
 
 
1393/05/09
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas