در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  اصحاب فيل
نویسنده :  محبوبه محجوب ,  سيد جواد موسوي
كلمات كليدي  :  قرآن، اصحاب فيل، ابرهه، پرندگان، عبدالمطلب، قريش، كعبه
اصحاب از ماده­ی "صحب" در لغت به معنای ملازم و همراه (انسان، حیوان، مكان یا زمان)[1] و جمع صاحب می­باشد.[2]
اصحاب فیل گروهی بودند كه از دیار خود به قصد تخریب كعبه معظمه حركت كردند، اما خدای تعالی با فرستادن مرغان ابابیل، و با ریزش كلوخهای سنگی بر سر آنان، هلاكشان نموده و به صورت گوشت جویده درآورد.[3]
 
علت نامگذاری به اصحاب فیل
پادشاه یمن، شخصی به نام "ابرهه" كه قصد ویران كردن كعبه را داشت، ابتدا یكی از فرماندهان سپاه نجاشی در فتح یمن بوده، كه با كشتن فرمانده بزرگ سپاه، حاكم یمن شد. ابرهه برای خوش خدمتی نزد نجاشی، كلیسایی بسیار با شكوه و مجلّل بنا كرد که ­نظیری نداشت و هدف او از این بنا، از رونق انداختن خانه­ی خدا (كعبه)، مركز و كانون حج ابراهیمی بود و از سویی فراخوانی مردم جزیره­ی عربستان و جاهای دیگر، به سوی كلیسا بود. به همین منظور، مبلّغان بسیاری به اطراف و در میان قبایل عرب و سرزمین حجاز فرستاد. اما اعراب كه سخت به مكه و كعبه علاقه داشتند و آن را از آثار بزرگ «ابراهیم خلیل» می‌دانستند، احساس خطر كرده، و طبق نقلی كلیسا را آتش زدند، در مقابل ابرهه سخت خشمگین شده و تصمیم به ویرانی كعبه گرفت و لذا سپاه عظیمی فراهم كرده كه برخی از سوارکاران، بر فیل سوار بوده، و عازم مكه شدند؛ وقتی نزدیك مكه شدند، ابرهه افرادی را فرستاد تا شتران و اموال اهل مكه را غارت كنند، که در این میان دویست شتر نیز از عبدالمطلب  غارت شد.[4]
فلذا خدای متعال در قرآن از آنها به عنوان «اصحاب فیل» نام برده است:
«ألَمْ تَرَ كَیفَ رَبّكَ بِأصحابِ الفیلِ»[5]
«آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه كرد؟»
 
این قصه از آیات و معجزات بزرگ الهی است كه كسی نمی‌تواند انكارش كند؛ برای اینكه تاریخ نویسان آن را مسلّم دانسته و شعرای دوران جاهلیت در اشعار خود از آن یاد كرده‌اند.[6] و همچنین اهمیت این حادثه­ی بزرگ به اندازه‌ای بود كه آن سال را «عام الفیل» نامیدند که مبدأ تاریخ عرب شد.[7]
در مورد تاریخ این واقعه نیز برخی آن را 40 سال قبل از تولد پیامبر اكرم و برخی 23 سال قبل می‌دانند؛ ولی اكثر علماء برآنند كه عام الفیل همان سالی بود كه رسول اكرم در آن سال متولد شد.[8]
 
نقش عبدالمطلب در داستان اصحاب فیل
ابرهه به بزرگ مكه، "عبدالمطلب" پیام فرستاد كه او برای جنگ نیامده بلکه فقط قصد ویرانی كعبه را دارد. «عبدالمطلب» نزد ابرهه رفته و گفت: شتران مرا که غارت كرده‌اید، آنها را به من برگردانید. ابرهه حیرت زده گفت: من از ویران كردن كعبه می‌گویم و تو از من شترانت را می‌خواهی؟ عبدالمطلب در جواب گفت: من صاحب شترانم؛ اما آن خانه خود صاحبی دارد كه از آن دفاع می‌كند! این سخن ابرهه را تكان داده و در فكر فرو برد.
بعد عبدالمطلب به مكه برگشته و در خانه­ی خدا مشغول راز و نیاز و مناجات با خدای خویش شد و طولی نکشید که نصرت الهی شامل حالشان گردید.[9]
از این اخبار استفاده می‌شود كه حضرت عبدالمطلب مقام ولایت و وصایت را از جدش ابراهیم داشته و حجت وقت بوده و با علم خدادادی، این پیشامدها را می‌دانسته؛ چون­که زمین خالی از حجت نخواهد بود.[10]
 
توطئه­ی اصحاب فیل و شکست آنها
بعد از توطئه­ی سپاه ابرهه جهت حمله به خانه­ی خدا و نقشه­ی تخریب آن، خداوند متعال نقشه­ی آنها را برآب كرده و حتی این توطئه، موجب گمراهیشان شد:
«ألَمْ یجْعَلْ كَیدَهُمْ فی تَضلیلٍ»[11]
«آیا نقشه­ی آنها را در ضلالت و تباهی قرار نداد؟»
 
مراد از "كيد" سوء قصدى است كه آنان درباره­ی مكه داشتند و قصدشان تخريب بيت­الله­ الحرام بود که خداوند حیله­ی آنان را در تضليل قرار داده و نقشه­ی آنان را نقش بر آب ساخته و زحماتشان را بى‏نتيجه ساخت. آنها راه افتادند تا كعبه را ويران كنند، ولى در نتيجه­، خودشان هلاك شدند.[12]
یعنی بعد از دقایقی كه سپاه ابرهه از كوه سرازیر شد، پرندگانی از سوی دریای احمر فرا رسیدند كه هر كدام سنگریزه­هایی در منقار و دو پنجه خویش داشتند، که این سنگریزه‌ها را بر سر لشكر فرو ریخته و آنها را هلاك نمودند. این مجازاتی بسیار بزرگ با سنگریزه‌هایی بسیار كوچك بود که موجب وحشت بین سپاه و فرار آنها به سوی یمن ‌شد، ولی به یمن نرسیده و همه در بین راه ‌مردند؛ خود ابرهه نیز مجروح شده و او را با وضع عجیبی به یمن بردند تا عبرت همگان شود، اما طولی نکشید که ابرهه در یمن مُرد.[13]
نتیجه اینکه، داستان اصحاب فيل به قدری مهم است كه خداوند در قرآن يك سوره به آن اختصاص داده و هدف از بيان اين واقعه را عبرت گرفتن مردم تصریح نموده و پيامبر خویش را مورد خطاب قرار داده و ­فرموده:
«أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصحَْابِ الْفِيل»‏[14]
«آيا نديدى پروردگارت با فيل سواران [لشكر ابرهه كه براى نابودى كعبه آمده بودند] چه كرد؟!»
 
اين معجزه­ای مشهود و محسوس، جهت تنبه و عبرت گيری است؛ تا مردم به طاعت و عبادت خدا روی آورند.[15]
 
نابودی و هلاکت اصحاب فیل
خداوند در سوره­ی مبارکه­ی فیل بعد از بیان شکست کلی و به هم ریختن نقشه­ی اصحاب فیل، به شرح ماجرا پرداخته و نوع عذاب آنها و اسباب نابودیشان را به صورت خیلی زیبا و موجز به تصویر کشیده است:
«وَ أرْسَلَ عَلَیهِمْ طیراً أبابیلٍ»[16]
«و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد.»
 
"ابابیل" نام پرنده‌ی خاص نیست و "طیراً أبابیل" یعنی: پرندگانی فوج فوج در دسته‌های پراكنده، بر سر آنها فرود آمدند. پس كلمه­ی "طیراً" به معنای جنس پرندگان است، نه به معنای مفرد پرنده.[17]
«تَرْمیهم بِحِجارةٍ مِن سِجّیل»[18]
«كه با سنگهای كوچكی آنها را هدف قرار می‌دادند.»
 
"سجيل" در لغت آميخته‏اى از سنگ و گل را گفته­اند؛ فلذا اصل آن فارسى بوده كه معرّب (تبديل به عربی) شده است.[19] و در رابطه با سنگهایی كه بر سر اصحاب فیل بارید، دو مطلب هست:
یك. آن سنگها به هر كه اصابت می­كرده، بدنش را سوراخ نموده و می­كشت.
دو. با باریدن آن سنگها میان لشكر ابرهه مرض حصبه و آبله پیدا شد، که عده‌ای به حالت مرض به زمین افتادند و برخی مردند. این جریان موجب فرار آنها شده و نتوانستند در آنجا بمانند.[20]
اصحاب فیل با تمام شوکت و قدرت آمده بودند تا خانه­ی خدا را ويران سازند، و خداوند با لشگرى به ظاهر بسيار كوچك و ناچيز، آنها را درهم كوبيد؛ پس فيلها را با پرنده‏هاى كوچك، و سلاحهاى پيشرفته آن روز را با سنگريزه از كار انداخت، تا ضعف و ناتوانى اين انسان مغرور و خيره‏سر را در برابر قدرت الهى ظاهر و آشكار سازد[21].
در ادامه، آنها را به زراعت و برگی كه دانه­اش خورده شده و كاه آن باقی مانده، تشبيه نموده است:[22]
«فَجَعََلَهُمْ كَعَصْفٍ مأكُول»[23]
«در نتیجه آنها را همچون كاه خردشده قرار داد.»
 
منظور اين است كه اصحاب فيل بعد از هدف­گيرى مرغان ابابيل یا به صورت جسدهاى بى‏روح در آمدند، و يا سنگ‏ريزه‏ها، با شدت حرارتی که داشتند، اندرونشان را سوزانيد.[24]
 
آثار و بركات ناشی از هلاكت اصحاب فیل
1. الفت و امنیت:
«لایلَافِ قُرَیش إِیلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَ الصَّیفِ‏»[25]
«(كیفر لشكر فیل‏سواران) بخاطر این بود كه قریش (به این سرزمین مقدس) الفت گیرند (و زمینه ظهور پیامبر فراهم شود)؛ الفت آنها در سفرهاى زمستانه و تابستانه (و بخاطر این الفت به آن بازگردند)! »
 
بعد از بیان و شرح نابودى اصحاب فیل و لشكریان "ابرهه"، در اولین آیه­ی سوره­ی قریش كه در واقع تكمله­اى براى سوره­ی فیل است، مى‏فرماید: ما لشكر فیل را نابود كردیم، و آنها را همچون كاه درهم كوبیده شده متلاشى ساختیم تا قریش با این سرزمین مقدس الفت گرفته و مقدمات ظهور پیامبر اسلام فراهم گردد. منظور از "الفت" که به معنى اجتماع توأم با اُنس، انسجام و التیام بوده، ایجاد الفت میان قریش و سرزمین مقدس مكه و خانه­ی كعبه است؛[26] و منظور از" رحلت قريش" مسافرت آنان از مكه به بيرون براى تجارت است‏. با این بیان معلوم شد که خداوند به قريش اين عزت و احترام را ارزانى داشت تا با کوچ زمستانى و تابستانى مانوس شده و امر معاش آنها بگذرد؛[27]چرا که قریش و تمام اهل مكه به خاطر مركزیت و امنیت این سرزمین در آنجا سكونت گزیدند و بسیارى از مردم حجاز هر سال به آنجا ‏آمده و مراسم حج بجا مى‏آوردند و با مبادلات اقتصادى و ادبى و... از بركات مختلف این سرزمین استفاده مى‏نمودند.[28]
 
2. تجارت و امنیت:
 «إِیلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَ الصَّیفِ»[29]
«الفت آنها در سفرهاى زمستانه و تابستانه (و بخاطر این الفت به آن بازگردند)!»
 
مسافرت قریش از مكه به بیرون شهر جهت تجارت بوده؛ چون این شهر در دره‏اى خشك و سوزان و بى آب و علف واقع شده بود که هیچ زراعتى در آن وجود نداشت. مردم مکه جهت امر معاش و وسعت روزی، هر سال دو نوبت به تجارت مى‏رفتند، یك نوبت در زمستان، به طرف یمن و نوبت دیگر در تابستان، به سوى شام؛ و با این دو نوبت سفر كردن زندگى خود را اداره مى‏نمودند؛ و از طرفی مورد احترام مردم یمن و شام قرار گرفته، که به همین جهت راهزنان و غارتگران جرأت تعرض به اینها را نداشتند.[30]
 
3. عبادت و امنیت:
«... فَليَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ‏ الَّذِى أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَ ءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفِ »[31]
«پس (بشكرانه اين نعمت بزرگ) بايد پروردگار اين خانه را عبادت كنند،
همان كس كه آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس و ناامنى ایمن ساخت.»
 
این آیه اشاره به منت واضحى است كه در ایلاف دو مسافرت وجود داشت؛ نعمت ظاهرى كه نمى‏توانند آن را انكار كنند، و آن تامین معاش و امنیت قریش بود كه زندگیشان در سرزمینى ‏بود كه نه نانشان تامین بوده و نه جانشان؛ پس باید پروردگاری را بپرستند كه به بهترین وجه امورشان را تدبیر نموده، و او همان "پروردگار بیت کعبه" است.[32]
 
 
 


[1] . راغب اصفهانى، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن ، دمشق بیروت، دارالعلم الدار الشامیة، 1412 ق‏، چاپ اول‏ ،ص475.
[2]. مصطفوى، حسن‏؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم‏، تهران‏، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‏، 1360ش‏، ج6، ص190.
[3]. طباطائی (علامه)، سید محمدحسین؛ قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1383ش، چاپ نوزدهم، ج20، ص 361.
[4] . اشتهاردی، محمدمهدی؛ قصه‌های قرآن، تهران، نشر نبوی، 1378ش، چاپ اول، ص 626.
[5] . فیل/1.
[6] . تفسیر المیزان، ج20، ص360.
[7] . مكارم شیرازی، ناصر؛ قصه‌های قرآن، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1381ش، چاپ دوم، ص 631.
[8] . زین العابدین، رهنما؛ ترجمه و تفسیر رهنما، تهران، نشر كیهان، 1346ش، ج4،  ص610.
[9] . مهری، محمد جواد؛ مجموعه قصه‌های قرآن، قم، انتشارات مشرقين، 1381ش، چاپ دوم، ص 364 و 365.
[10]. طیب، سید عبدالحسین؛ اطیب­البیان فی تفسیرالقرآن، تهران، نشر اسلام، 1378ش، چاپ دوم، ج 14، ص 232.
[11] . فیل/2.
[12] .تفسيرالميزان، ج20، ص362.
[13]. مکارم شیرازی، قصه­های قرآن، ص631.
[14]. فيل/1.
[15]. شيخ طوسي، محمدبن حسن؛ التبيان في تفسيرالقرآن، بيروت، داراحياء التراث العربي، ج10، ص410.
[16]. فیل/3.
[17]. قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1375ش، چاپ دوم، ج 12، ص595.
[18]. فیل/4.
[19]. مفردات راغب، ص398.
[20]. قرشی، سید علی اكبر؛ تفسیر احسن الحدیث، تهران، نشر بنیاد بعثت، 1377ش، چاپ سوم، ج 12، ص 360.
[21]. تفسيرنمونه، ج27، ص335.
[22]. قرشی، سيد علی اكبر؛ قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه؛ 1371ش، چاپ ششم، ج5، ص7.
[23]. فیل/5.
[24]. تفسيرالميزان، ج20،ص362.
[25]. قریش/1.
[26]. تفسیر نمونه، ج27،ص349.
[27]. تفسیر المیزان، ج20، ص366.
[28]. تفسیر نمونه، ج27، ص349.
[29]. قریش/2.
[30]. تفسیرالمیزان، ج20، ص366.
[31]. قریش/2و4.
[32]. تفسیرالمیزان، ج20، ص366.

 


4.1/5 - (26)
 
 
 
1393/08/30
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید