در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  رابرت كينگ مرتن Robert King Merton
نویسنده :  اصغر كاظمي
كلمات كليدي  :  مرتن، تئوري حدّ وسط، مفهوم كژكاركرد، مفهوم بي كاركرد

می­یر آر. اسکلنیک (مرتن) در چهارم ژوئیه 1910 در محله­ای فقیرنشین در جنوب فیلادلفیا به­دنیا آمد، و در سال­های بعد جذب مراکز فرهنگی بسیاری شد که در نزدیکی محل زندگیش قرار داشت از جمله این مراکز ارکستر سمفونیک استوکفسکی و کتابخانه کارنگی با 10000 جلد کتاب بود. در 14سالگی وی نام خود را به رابرت کی. مرلین (اسمی هنری برای انجام شعبده‌بازی)، و تقریباً بلافاصله به "مرتن"، که نامی غیرکلیشه‌ای برای یک شعبده‌باز بود، تغییر داد.[1]
چند سال بعد وی با همین نام پس از گذراندن مقاطع تحصیلی در رشته جامعه­شناسی در دانشگاه­های تمپل و هاروارد به‌عنوان مربی در دانشگاه هاروارد مشغول به‌کار شد. پس از آن در دانشگاه­های دیگر کشور آمریکا مشغول تدریس و تحقیق گردید و همراه لازارسفلد موجب شکل­دهی مکتب کلمبیا شدند.[2]
بعد از آشنایی با سوروکین و فرار بی­باکانه­ سوروکین از روسیه­ بلشویکی بود که مرتن به­طوری معجزه­آسا موفق به دریافت بورسیه شد و بدین ترتیب به "محیط بخت‌یافتی" و مسرورکننده هاروارد وارد شد. علی­رغم این واقعیت که سوروکین وقتی مسائل فکری و اندیشگی مطرح بود نه برای کسی تقاضای بورسیه می­کرد و نه مکانی را برای کسی باز می­گذاشت، و با توجه به سن وی که دو برابر سن مرتن بود، روابطی بسیار پربار و پرثمر داشتند.[3]
مرتن یکی از بزرگ‌ترین جامعه­شناسان ساخت­گرا-کارکردگرایی است که هم کارکردگرایی را از خطر اضمحلال نجات داد و هم انتقادات مهمی را به آراء مردان قوی این مکتب وارد آورد. پارسونز جامعه­شناسی کل­گرایی را به اوج رساند و این امر مجرد و کلی بودن نظام فکری وی را نمایان می­کند. مرتن این نظام را مورد نقادی قرار داد.[4] اهمیت مرتن علاوه‌بر ابداع تحلیل کارکردی در سامان­دهی جامعه­شناسی و مدیریت سازمان جامعه­شناسی آمریکایی است.[5]
 
مبانی فکری و زمینه­های شکل­گیری نظریه مرتن[6]
1. اثر همکار او جرج ایتون سیمپسون که او را علاقمند و قادر به درک سیستم­ها و روابط اجتماعی کرد. او در این اثرپذیری مطالعه سیستم­ها و روابط اجتماعی را مسئله­ عمده­ جامعه­شناسی می­دانست.
2. اثر پیتریم سوروکین جامعه­شناس دوره­های 1920 و 1930 امریکا نیز بااهمیت است. زیرا شاگردی و رابطه با سورکین موجب توجه وی به مشکلات جامعه آمریکا گردید. او از سورکین اندیشیدن و مطالعه درباره موضوعات اولیه جامعه­شناسی (مشکلات حاشیه­ای در زندگی شهری) چون طلاق و انحرافات جوانان و ... را آموخت.
3. رابطه با جرج سارتون به­عنوان یک مورخ (به سبب دو سال حضور در کتابخانه هاروارد) ضرورت توجه به تاریخ و تاریخ علم (تاریخ نظریه و جامعه­شناسی) را برای او به ارمغان آورد.
4. شاگردی و دوستی با تالکوت پارسونز جامعه­شناس مطرح دهه 1930 باعث توجه او به نظریه تحلیلی گردید.
5. رابطه و آشنایی او با لازارسفلد در دانشگاه کلمبیا او را بیشتر متوجه جامعه­شناسی خاصی با جهت­گیری تحقیقی ساخت که در گذر زمان به‌عنوان مکتب کلمبیا شناخته شده است.
 
آثار
1. کتاب ساخت اجتماعی و بی‌هنجاری (Social Structure and Anomic)؛ در این کتاب مرتن را علاقمند به بررسی رفتار فردی می­پندارند و تا حدود زیادی نیز چنین است، لیکن هدف کلی او القاء یک نوع­شناسی (Typology) از شیوه­های رفتار است.[7] وی در این کتاب کار را با توصیفی از عقیده خود درباره ساخت­های اجتماعی و اینکه آن ساخت‌ها چه کاری انجام می­دهند، آغاز می­کند. وی تبیین مسئله انحراف را براساس فرضیه­های فردگرایانه و روان‌شناختی نیز مردود می‌داند. او می­خواهد ثابت کند که ساخت اجتماعی تنوعی از شیوه­های کنش (شیوه انطباق) را در اختیار اشخاص قرار می­دهد و نیز اینکه این شرایط ساختی است که علت ریشه­ای انحراف اجتماعی است. او به نفس انحرافات یا جنایات علاقمند نیست، بلکه به ریشه­های ساختی اجتماعی گرایش افراد به راه­های نامطلوب کنش علاقمند است. در حقیقت با شرایطی که او توصیف می­کند، انحراف عملاً رفتاری هنجاری است. اشخاص منحرف نه عجیب و غریب­اند و نه نقص روان‌شناختی دارند. آن‌ها کاری را انجام می­دهند که در شرایط خاص از آن‌ها انتظار می­رود. مرتن این نکته "انجام دادن آنچه انتظار می­رود" را محور تبیین خود می­داند. او نشان می­دهد که چگونه، بروز انواع مشخصی از عمل در شرایط اجتماعی معین، هنجاری و قابل پیش­بینی است و این تبیین کاملاً جامعه­شناختی است.[8]
 
2. کتاب مشکلات اجتماعی معاصر؛ او در این کتاب مدعی شده است؛ با اینکه نظریه مورد توافقی تحت عنوان "نظریه مشکلات اجتماع" وجود ندارد، ولی باید تلاش­ها را در ارتباط با مسائل پیچیده جامعه صنعتی قرار داد.[9]
 
3. جامعه­شناسی امروز، مشکلات و آینده­نگری؛ مرتن در این اثر به طرح مشکلات عمده اجتماعی پرداخته است و در ضمن مشکلات جامعه­شناسی امروز و نظریه جامعه­شناختی را مورد توجه قرار داده است.[10]
 
4. تئوری اجتماعی و ساختار اجتماعی (Social theory and social structure)؛ کتاب اصلی مرتن، می­باشد.[11]
سایر آثار کتاب علم و ساختار اجتماعی (on social structure and Science)،[12] تبعیض و عقیده آمریکایی (Discrimination and the American creed)[13] می­باشند.
 
5. مقالات:
- اولویت‌ها در کشف علمی
- تشخیص و امتیاز علمی
- هوی و هوس دانشمندان
- سیستم‌های پاداش و ارتباطات علم
- الگوهای رفتاری دانشمندان
- الگوهای ارزیابی در علم
- سن و ساخت سنی در علمی
 
اصطلاحات و نظریات مرتن
اصطلاحاتی نظیر تئوری­های میان‌مدت، نمونه­‌نما، پیامدهای پیش­بینی نشده، کنش اجتماعی هدف­مند، تعادل اجتماعی، گروه نقشی، کارکردهای آشکار و پنهان، پیش­بینی کام‌بخش، اجتماعی‌شدن مورد انتظار و گروه مرجع از اصطلاحاتی است که توسط مرتن وارد جامعه­شناسی شده است.[14]
در ذیل به برخی از مهم‌ترین مفاهیم مرتن اشاره می­گردد:
1) تئوری حدّ وسط (Middle Range Theory)؛ دقیقاً به پدیده­ها یا واقعیت­های اجتماعی، که قابلیت بررسی و مطالعه آزمایشی دارند، و در تجربه اجتماعی و زندگی عملی و روزمره دیده می­شوند، مربوط می­شود. این پدیده­ها و واقعیت­های اجتماعی نه آن‌قدر کلی و مجرد هستند که نتوان آن‌ها را به مشاهده و تجربه آزمایش درآورد و نه آن‌قدر ریز و خرد که در حیطه جامعه­شناسی نگنجد. تئوری حدّ وسط از مقولات و پدیده­هایی سخن می­گوید که قابل مطالعه باشند و این دقیقاً به خرده‌گروه­ها و خرده‌فرهنگ­های داخل نظام اجتماعی باز می­گردد. مرتن مشخص کرد که آن‌ها نتوانسته­اند خود را با ایدئولوژی حاکم وفق دهند؛ این امتیازی بود که مرتن به کل مکتب ساختی کارکردگرایی انسجامی اعطا کرد و در عین حال انتقاد بزرگی بر تئوری پارسونز بود.[15] این نظریه در جامعه­شناسی از نظر مرتن دارای چندین ویژگی است:
1. راهنمای تحقیق و مطالعه تجربی است.
2. به مطالعه سیستم­های اجتماعی می­پردازد.
3. در پی مطالعه طبقات، رفتار جمعی، سازمان و تغییرات اجتماعی است.
4. راهی در توضیح جزئیات غیر تعمیم­یافته است.
5. نظریه­های دارای برد متوسط به اندازه­ای جدا از یکدیگر هستند که توان مطالعه اطلاعات متعدد را دارند. در این صورت متوجه پیش­فرض­هایی هستند که قابلیت آزمایش تجربی دارند.
6. دربردارنده مجموعه­های محدودی از پیش­فرض­هاست که از تحقیق تجربی گرفته شده است.
7. نظریه­های برد متوسط از یکدیگر جدا نیستند بلکه شبکه­های تئوریکی را ایجاد می­کنند.
8. تبیین­گر و تفکیک­کننده مشکلات موجود در نظریه­های کلان و خرد هستند.
9. این نظریه­ها بیشتر با تنوع سیستم­های تفکر جامعه­شناختی رابطه دارند.
10. نظریه­هایی مرتبط با جامعه­شناسی کلاسیک هستند.
نظریه­های برد متوسط انواع گوناگونی دارند، نظریه­هایی همچون نظریه مرجع، نظریه تحرک اجتماعی، نظریه تقابل، نظریه نقش­ها، نظریه صور نرم­های اجتماعی، نظریه جنسیت و نظریه جرم و جنایت. این نظریه­ها از موارد نظریه­های برد متوسط هستند. نظریه­های فوق قابل به­کارگیری در موضوعات حد متوسط هستند.[16]
 
2) مفهوم کژکارکرد (Dysfunction)؛ مرتن در تحلیل کارکردی­اش سه پیش‌فرض اساسی­ مطرح­شده در نظریه کارکردگرایی ساختی پارسونز را مورد نقد قرار داده است. این سه پیش­فرض شامل: وحدت کارکردی جامعه (The Functional Unity of Society)، کارکردگرایی عمومی جهانی (Universal Functionalism) و ضرورت کارکردی (Indispensability) می­باشد.[17] ابداع مفاهیمی نظیر کارکردهای آشکار و پنهان، کارکرد مثبت و منفی و ... توسط مرتن، آشکارا دیدگاه کارکردی پارسونز که متوجه وجود کارکرد برای همه پدیده­ها و تأکید بر مثبت بودن کارکردهاست، را نقد کرده است.[18]
به عقیده مرتن همچنان­که ساختارها یا نهادها می­توانند به حفظ بخش­های دیگر نظام اجتماعی کمک کنند، می­توانند برای آن‌ها پیامدهای منفی نیز داشته باشند، برای مثال، برده­داری در ایالات متحده آمریکا برای جنوبی­های سفیدپوست پیامدهای مثبتی چون نیروی کار ارزان، کمک به اقتصاد پنبه­کاری و منزلت اجتماعی داشت. اما کژکارکردهایی چون وابسته ساختن شدید جنوبی­ها به اقتصاد کشاورزی و در نتیجه، عدم آمادگی برای صنعتی شدن، را نیز به همراه داشت. دست­کم، بخشی از نابرابری طولانی میان شمال و جنوب در امر صنعتی شدن، را می­توان به کژکارکردهای نهاد برده­داری در جنوب آمریکا نسبت داد.[19]
 
3) مفهوم بی­کارکرد (Non-function)؛ مرتن مفهوم بی­کارکرد را به‌عنوان، عملکردهایی که برای یک نظام دردی را دوا نمی­کنند، مطرح کرد. از جمله این بی­کارکردها، صورت­های اجتماعی "به­جا مانده" از دوران تاریخی پیشین، می­باشند. اینها ممکن است در گذشته پیامدهای مثبت یا منفی داشته باشند، اما در جامعه معاصر هیچ اثر مهمی ندارند.
 
4) مفهوم تعادل خالص (Net Balance)؛ مرتن به این پرسش که آیا کفه کژکارکردها سنگینی می­کند و یا برعکس، این مفهوم را مطرح کرد. سودمندی این مفهوم از اینجا ناشی می­شود که جامعه­شناسان را به مسأله اهمیت نسبی کارکردها سوق می­دهد. به نظر مرتن نمی­توان کارکردهای مثبت و منفی را روی هم جمع کرد و بعد به­طور عینی تعیین نمود که کدام بیشترند، زیرا فضای مورد بحث چندان پیچیده و مبتنی‌بر داوری­های ذهنی­اند که به­آسانی نمی­توان آن‌ها را محاسبه کرد.[20]
 
5) کارکرد پنهان و آشکار (Manifest and Latent Function)؛ کارکردهای آشکار آن‌هایی­اند که با قصد قبلی صورت می­گیرند، در حالی­که کارکردهای پنهان بدون قصد قبلی انجام می­گیرند. برای مثال در آمریکا، کارکرد آشکار برده­داری، افزایش بازدهی اقتصادی جنوب بود، اما کارکرد پنهان آن ایجاد یک طبقه محروم بود که برای افزایش منزلت اجتماعی سفیدپوستان جنوب، از غنی گرفته تا فقیر، کار می­کردند. گیدنز به تعبیری دیگر تمایز کارکرد آشکار و پنهان را از دید مرتن چنین بیان می­دارد: کارکرد آشکار کارکردهایی هستند که برای شرکت­کنندگان در نوع ویژه­ای از فعالیت اجتماعی شناخته شده و مورد انتظار است. کارکردهای پنهان نتایج آن فعالیت هستند که شرکت­کنندگان از آن آگاه نیستند.[21]
مرتن این نکته را آشکار کرد که پیامدهای پیش­بینی­نشده و کارکردهای پنهان، یکی نیستند. یک کارکرد پنهان هرچند که نوعی پیامد پیش­بینی­نشده است، اما پیامدی است که برای یک نظام معین خاصیت کارکردی دارد. پیامدهای پیش­بینی نشده دو نوع دیگر نیز دارد: «نوعی که برای یک نظام معین، کژکارکرد آشکار و پنهان دارد» و «نوعی که خاصیتی برای نظام ندارد، یعنی نه تأثیر کارکردی بر آن می­گذارد و نه تأثیر کژکارکردی، در واقع پیامدهای فاقد کارکردند.»[22]
 
6) مرتن و تبیین انحرافات اجتماعی؛ مرتن جهت تبیین انحراف دو گروه بزرگ از افراد را تفکیک می­کند: 1- بهنجارها 2- کجروها؛ بهنجارها تابع فرهنگ اصلی و مسلط جامعه هستند و کجروها در چهار دسته کوچک‌تر نماینگر خرده­فرهنگ­های گوناگون می­شوند. همنوایان یا بهنجارها توانسته­اند میان اهداف فرهنگی و راه­های فرهنگی تطابقی کارکردی و متناسب ایجاد کنند و همنوا با این تناسب کنش کنند.[23]
از نظر مرتن چهار دسته از ناهمنوایان به شرح ذیل می­باشند:
1. ابداع و نوآوری؛ هنگامی که هدف پذیرفته شده، و لیکن ابزارها و وسایل دستیابی به هدف پذیرفته نشده باشد.
2. رسم­پرستی و مناسک­گرایی؛ هنگامی که ابزارها و وسایل پذیرفته شده، لیکن هدف پذیرفته نشده و مورد قبول نیست.
3. واخوردگی یا عزلت گزیدن؛ هنگامی که هدف و وسایل هیچ­کدام پذیرفته نشده باشند.
4. طغیان یا سرکشی؛ اهداف و وسایل هر دو دچار تغییر شده و نوع جدیدی از وحدت میان اهداف جدید و وسایل و ابزارهای تازه می­تواند شکل گیرد.[24]
 
7) جامعه­شناسی علم؛ رشته­ای علمی است که روابط درونی علم (به‌معنای Science) را به‌مثابه یك نهاد اجتماعی با هنجارهای اجتماعی دیگر مورد بررسی قرار می­دهد. مرتن، پایه­گذار اصلی جامعه­شناسی علم، به بررسی نظام ارزشی و نظام پاداش­دهی علم پرداخته و معتقد است علم به‌مثابه یك نهاد دارای نظام ارزشی مشخص است. او ارزش­های جامعه علمی را جهان روایی، اشتراك­گذاری، بی­غرضی و شك سازمان­یافته می­داند. نظام پاداش­دهی نیز شامل اعطای افتخار به نوآوری و ابتكار است.[25]
از نظر مرتن ساخت اجتماعی به شیوه­های مختلف با نهاد علم رابطه دارد. سازگاری دو دنیای مستقل از همدیگر -علم و جامعه- به پیشرفت علمی می­انجامد و ناسازگاری ارزش­های اجتماعی و ارزش­های علمی از توسعه آزاد و مستقل علم ممانعت می­کند. بررسی ساختار فرهنگی علم یکی از کانون­های مهم مطالعه در جامعه­شناسی علم را تشکیل می­دهد.[26]
از نظر مرتن علم نباید خدمت­گذار الهیات، اقتصاد یا دولت شود. کارکرد این احساس حفظ استقلال علم است. کاربرد معیارهای فراعلمی برای ارزش­گذاری علم در سازگاری یا آموزه­های دینی یا سودمندی اقتصادی یا اقنضائات سیاسی، علم تنها تا جایی پذیرفته می­شود که این معیارها را برآورده سازد. نادیده گرفتن این احساس، علم را در معرض کنترل مستقیم سایر کارگزاران نهادی قرار می­دهد و جایگاه آن در جامعه به­طور فزاینده­ای بی­ثبات می­گردد.[27]


[1]. استونز، راب؛ متفکران بزرگ جامعه­شناسی، مهرداد میردامادی، تهران، مرکز، 1383، چاپ سوم، ص181-179.
[2]. آزاد ارمکی، تقی؛ نظریه جامعه­شناسی، تهران، سروش، 1381، چاپ دوم، 63.
[3]. استونز، راب؛ پیشین، ص181-179.
[4]. تنهایی، حسین ابوالحسن؛ درآمدی بر مکاتب و نظریه­های جامعه­شناسی، مشهد، مرندیز، 1379، چاپ چهارم، ص201.
[5]. آزاد ارمکی، تقی؛ پیشین، ص63.
[6]. همان، ص64-63.
[7]. توسلی، غلامعباس؛ نظریه­های جامعه­شناسی، تهران، سمت، 1386، چاپ سیزدهم، ص224.
[8]. اسکیدمور، ویلیام؛ تفکر نظری در جامعه­شناسی، علی‌محمد حاضری و دیگران، قم، پژوهشکاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1385،‌ چاپ اول، ص186-185.
[9]. آزاد ارمکی، تقی؛ پیشین، ص64.
[10]. همان، ص72.
[11]. استونز، راب؛ پیشین، ص171.
[12]. همان، ص469.
[13]. گیدنز، آنتونی؛ جامعه­شناسی، منوچهر صبوری، تهران، نی، 1377، چاپ بیست­ و دوم، 1387، 846.
[14]. استونز، راب؛ پیشین، ص183.
[15]. تنهایی، حسین ابوالحسن؛ پیشین، ص202.
[16]. آزاد ارمکی، تقی؛ پیشین، 67-66.                                        
[17]. آزاد ارمکی، تقی؛ پیشین، ص69.
[18]. همان، ص70-69.
[19]. ریتزر، جورج؛ نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر، محسن ثلاثی، تهران، علمی، 1382، چاپ هفتم، 146.
[20]. ریتزر، جورج؛ پیشین، ص146.
[21]. گیدنز، آنتونی؛ پیشین، ص756.
[22]. ریتزر، جورج؛ پیشین، ص147.
[23]. تنهایی، حسین ابوالحسن؛ پیشین، ص207.
[24]. توسلی، غلامعباس؛ پییشین، ص229-228.
[25]. کوهن، توماس؛ ساختار انقلابات علمی، احمد آرام، تهران، سروش، 1369، ص152.
[26]. Merton, R.K: Social Theory and Social Structure, New York, the Free press, 1975, P: 550-561.
[27]. Merton, R.K The Sociology of Science: Theorical and Empirical Investigation, Chicago: University of Chicago Press. 1975, P: 96.
 

 

 


3.4/5 - (13)
 
 
 
1393/06/28
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas