در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  نظريه سيستمي System Theory
نویسنده :  مجيد زارع شحنه ,  غلامرضا قريب
كلمات كليدي  :  نظريه سيستمي، نگرش سيستمي، تفكر سيستمي، رهيافت سيستمي، سيستم، اجزاي سيستم، ويژگي هاي سيستم، كل نگري، طبقه بندي سيستم
از زمان­های قدیم مفهوم سیستم مورد توجه اندیشمندان و فلاسفه قرار داشته است؛ ارسطو، ابن خلدون، مولوی، لایپ نیتز، هگل و هرمان هسه از جمله دانشمندانی هستند که به مفهوم سیستم توجه داشته­اند. در قرن حاضر نیز هنری کندال از نخستین افرادی است که به مفهوم سیستم و طرز کار آن اشاراتی داشته است.[1]
لودویگ فون برتالانفی (1901 تا 1972) از جمله متفکرانی است که کمک شایانی به شناخت و ارائه نظریه سیستمی کرده است. در واقع می­توان گفت وی واضع نظریه عمومی سیستم­ها به صورت مدون و علمی است؛ برتالانفی در اواخر 1920 نظریه ارگانیسمی را مطرح کرده است. وی می­گوید: از آن­جا که اساسی­ترین ویژگی­های موجودات، در سازمان تشکیل دهنده آنان است، روش بررسی مرسوم که فقط به بررسی یک جزء یا یک فرآیند از آن­ها می­پردازد، نمی­تواند تشریح کاملی از آن موجود انجام دهد. همچنین نگرش تک­ بعدی نیز نمی­تواند اطلاعات جامعی درباره نحوه هماهنگی اجزاء و فرآیندهای گوناگون ارگانیسم­ها در اختیار ما بگذارد.[2] هدف نظریه عمومی سیستم‌ها کشف قوانین و نظم ذاتی پدیده‌هاست، از این‌رو می‌توان ‌آن را سیال‌ترین نظریه سیستمی به‌شمار آورد، زیرا در چهارچوب نظری ‌آن هیچ نظریه قاطعی ارایه نشده است.[3]
برتالنفی با تکیه بر آنکه ارگانیسم‌ها، سیستم‌های بازی هستند، یعنی با محیط اطراف خود تبادل ماده‌ای دارند، خویشتن را از بستر علوم کلاسیک به مجراهای نوین فکری سوق داد. به این ترتیب نظریه سیستم‌های باز وی وسیله‌ای شد تا وی افکار خویش را اوج داده و محدوده آن را از زمینه علوم زیستی به شاخه‌های دیگر معرفت نیز گسترش دهد. ابداع نظریه عمومی سیستم‌ها از فراورده‌های گسترش چنین اندیشه‌ای بوده است. رویکرد سیستمی که مکتب ارگانیستی و کلی‌گرایی را شامل می‌شده، نگرشی جامع به موجودیت‌ها بوده و برعکس شیوه‌های فکری تجزیه‌گرایانه و اتمی جوینده حقیقت را از غرق شدن در بطن جنبه یا هسته‌ای خاص از موجودیت‌ها و پدیده‌ها به دور می‌داشته است.[4]
ويژگي خاص اين نگرش توجه به كل يا كل گرايي است؛ قسمت اعظم مفاهيم مرتبط با آن در شناخت سازمان­ها و درك صحيح موقعيت، و نيز اداره­ي امور پديده­هاي مركب و پيچيده مورد استفاده قرار گرفته است.[5]
تفكر سيستمي بر خلاف برخي از جنبش­هاي فكري كه در يك رشته­ي علمي و در محدوده­ي معيني نشو و نما كرده­اند در خارج از محدوده­ي يك علم معين متولد شد ودر محيطي ميان رشته­اي رشد كرد. شايد تاثير تفكر سيستمي بيشتر برحوزه­ي ابعاد انساني سازمان بوده است.[6]
به نظر برتالانفی یک ارگانیسم صرفا مجموعه عناصر جداگانه نیست، بلکه سیستمی است دارای نظام و کلیت. این سیستم، به جای آنکه مانند جامدات، به طور ظاهری متشکل از تعدادی اتم باشد، بیشتر موجودیتی شبیه شعله یا بلور دارد که به طور مرتب در حال تغییر و تبدیل است. وی بر این باور است که ارگانیسم را نمی­توان با شیوه تفکر و روش­های معمول در مکاتب مکانیستی شناخت و بایستی طرز تفکر نوینی را برای شناخت موجودات ارگانیک ابداع کرد.[7]
 
مبانی چهارگانه تفکر سیستمی
نگرش متفکران سیستمی به جهان، بر مبانی چهارگانه ذیل استوار است:
1- تصور ارگانیک؛ یعنی تصوری که ارگانیسم را در مرکز طرح ادراک آدمی قرار می‌دهد.
2- کل‌نگری؛ یعنی هر پدیده به‌منزله موجودی زنده، دارای نظم، دارای روابط باز با محیط، خودتنظیم و هدفمند در نظر گرفته می‌شود و به‌جای توجه به اجزای پدیده‌ها بر کلیت ‌آن‌ها تاکید دارد و بر ‌آن متمرکز می‌شود.
3- مدل‌سازی؛ یعنی متفکر سیستمی سعی می‌کند که به‌جای شکستن کل به اجزای قراردادی، ادراک خود از پدیده‌های واقعی را بر پدیده‌های واقعی منطبق کند.
4- بهبود شناخت؛ به طوری که یک متفکر و پژوهشگر نظام‌گرا درک کند که؛
الف) زندگی در یک سیستم ارگانیک و در فراگردی پیوسته، استمرار دارد.
ب) شناخت آدمی از یک کل، از طریق مشاهده فراگرد‌هایی که درون ‌آن به وقوع می‌پیوندند، به‌دست می‌آید نه از طریق مشاهده اجزای ‌آن کل.
ج) آنچه که فرد مشاهده می‌کند، خود واقعیت نیست، بلکه ادراک وی از واقعیت است.
البته تفکر سیستمی در تضاد با تفکر تحلیلی نیست، در واقع این دو روش مکمل یکدیگرند، نه جایگزین هم. با وجود این، همان‌گونه که متفکران سیستمی دریافته‌اند مطالعه فراگردهای به‌هم پیوسته اجزای یک سیستم مفیدتر از تحلیل ریز ‌آن‌هاست.[8]
 
اهمیت و کاربرد نگرش سیستمی در مطالعات سازمان و مدیریت
نظریه سیستمی از جمله رهیافت­های سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد و مبتنی بر این تفکر است که باید سازمان را به منزله یک کل نظام یافته در نظر گرفت. بر مبنای این نظریه، از تحلیل داده­ها برای حل مسائل و اتخاذ تصمیم استفاده می­شود.[9]
رهیافت سیستمی، با در نظر گرفتن چهارچوبی برای تجسم عوامل و متغیرهای داخلی و خارجی سازمان در قالب یک مجموعه واحد، به شناخت «خرده سیستم­ها»، «سیستم اصلی» و «ابر سیستم پیچیده محیط بر سازمان» کمک می­کند. بدین ترتیب می­توان با در نظر گرفتن کارهای برنامه­ریزی شده و کارهای انجام شده توسط هر خرده سیستم از سیستم کلی سازمان، برای بهبود فعالیت سازمان در مسیر تحقق ماموریت آن اقدام کرد. به طور کلی می­توان گفت تحلیل هر پدیده­ای در نظریه سیستمی، با توجه به عناصر اصلی آن (داده­ها، فراگرد، بازداده­ها) انجام می­پذیرد.[10]
نگرش سيستمي از آن جهت توصيه شده است كه براي درك پيچيدگي­هاي سازمان زنده به صورت بالقوه مفيد واقع مي شود.[11]
ديدگاه سيستمي همه مديران را ترغيب مي­كند تا محيطي را كه بر فعاليت­هاي سيستم آنها تاثير مي­گذارد، مشخص نموده و آنرا بشناسند. همچنين به مديران كمك مي­كند تا سازمانها را به عنوان الگو­هاي با ثبات همراه با مرزهاي مشخص ببينند و در خصوص اينكه چرا سازمانها در برابر تغييرات از خود مقاومت نشان مي­دهند اطلاعاتي را به دست آورند؛ نهايتاً اينكه توجه مديران را به داده­هاي مختلف پردازش داده­ها به صورتي گوناگون به منظور نائل شدن به اهداف هدايت مي­كند.[12]
رويكرد سيستمي نسبت به اثر­بخشي چنين اظهار مي­دارد كه سازمان­ها متشكل از قسمت­هاي فرعي مرتبط بهم هستند اگر قسمتي از اين سيستم ضعيف عمل كند، اثر عملكرد آن بر عملكرد كل سيستم موثر واقع مي­شود؛ اثربخشي مستلزم آگاهي و تعاملات موثر با عوامل محيطي است.[13]
بنابراین، فردی که جهان بینی و نحوه تفکر خود را بر نگرش سیستمی استوار می­سازد نه تنها از یک بعدی بودن و قشری فکر کردن مبری است و از تعصب ناآگاهانه و یک­سونگری دوری می­جوید، بلکه با بررسی کامل درباره کلیت یک موضوع و در نظر گرفتن کلیه ارتباطات، در حد امکان می­کوشد تا به شناخت کاملتری از موضوعات و سیستم­های محیطی خویش دست یابد و در موقعیت شناخته شده­ای وظایف خویش را انجام دهد.[14]
 
اجزای سيستم
اجزای یک سیستم عبارتند از:
درونداد: عناصري كه وارد سيستم مي شوند كه سه نوع مي­تواند باشد. زنجيره­اي، تصادفي و بازخورد.[15]
فرايند: جريان عمليات يك سيستم كه بر روي درونداد صورت مي­گيرد و بر ارزش و سودمندي آن­ها افزوده مي­شود.[16]
برونداد: چيزهایي كه يك سيستم به محيط خود يا سيستم­هاي مجاور خود صادر مي­كند. آنچه كه يك سيستم با هدف قبلي (طبق انتظار) و يا اتفاقي (غير منتظره) توليد مي­كند.[17]
بازخور: كسب اطلاعات لازم درباره عملكرد خود. بازخور به دو صورت مثبت و منفي است كه نوع منفي از اطلاعاتي حاكي مي­شود كه تفاوت و انحرافي از هدف سيستم وجود دارد كه نياز به تصحيح دارد و سيستم را در راستاي اهداف و مواضع پيشين نگه مي­دارد. بازخورد مثبت نشان دهنده اين است كه انحرافي در برونداد نيست و پيشنهادي براي تغيير و توسعه سازمان تلقي مي­شود.[18] به عبارت دیگر، بازخور فرآیندی است که در آن بخشی از ستاده­ها به عنوان اطلاعات به درونداد بازخورانده می­شود و به این ترتیب، سیستم را خود کنترل می­سازد؛ مانند ترموستات که وظیفه حفظ دمای ثابت را بر عهده دارد.[19]
محیط سیستم: سیستم از عوامل محیطی تاثیر می­پذیرد و بر آن اثر می­گذارد. به عبارت دیگر، سیستم و عوامل محیطی (مانند عوامل طبیعی، فرهنگی، ایدئولوژیکی، اجتماعی،سیاسی، اقتصادی و...) بر هم کنش و واکنش متقابل دارند. به این ترتیب محیط سیستم را عواملی تشکیل می­دهند که اگرچه جزء سیستم نیستند، اما با تغییر در هر یک از آن­ها می­تواند موجب تغییراتی در سیستم شود. بنابراین محیط سیستم شامل کلیه متغیرهایی است که می­توانند در وضع سیستم موثر باشند و یا از سیستم تاثیر پذیرند.[20]
 
ویژگی­های سیستم[21]
برای یک سیستم ویژگی­هایی بیان شده است که عبارتند از:
چرخه فعاليت: بروندادهاي سيستم به محيط، زمينه تكرار فعاليت سيستم را فراهم مي­كند و الگوي فعاليت سيستم چرخشي است.
آنتروپي: قانون عمومي طبيعت است كه سيستم­ها بر اثر گذشت زمان ميل به بي­نظمي و فروپاشي دارند و هر شكل سازمانداري به سوي بي­سازماني حركت مي­كند. سيستم­ها براي مقابله با آن واكنش­هایي را نشان مي­دهند تا زنده بمانند و آنگاه  آنتروپي  منفي مطرح مي­شود.
كدگزاري: به مكانيسم گزينش دروندادها كه براي سيستم معنا دارد، کدگذاری گفته می­شود. يعني سيستم هر دروندادي را نمي­پذيرد.
همپاياني و چندپاياني: همپایانی یعنی با شرايط متفاوت اوليه به نتايج يكسان رسيدن. چندپایانی یعنی با شرايط اوليه يكسان، به نتايج متفاوت رسيدن. اين دو مفهوم مي­رساند كه سيستم­ها لزوما ً از يك عامل جبري پيروي نمي­كنند و رفتار آن­ها تابع علت­هاي مختلف است.
متغيرها و پارامترها: ساختار و كاركرد سیستم تحت تاثير عوامل دروني و بيروني قرار مي­گيرند. به عوامل درون سيستم، متغير و عوامل بيرون سيستم، پارامتر گويند.
حالت پابرجا و تعادل پويا: حفظ نسبت مبادلات انرژي و مواد با محيط و روابط ميان اجزاي خود سيستم كه در امتداد يك پيوستار حفظ مي­شود، حالت پابرجا گفته مي­شود. رشد و توسعه و تكامل سيستم كه تعادل پويا است.
يكپارچگي و هماهنگي: در نتيجه تفكيك و تخصصي شدن كاركرد­ها، فراگردهاي نياز است كه فعاليت ها را يكپارچه و هماهنگ سازد.
 
طبقه­بندی سیستم­ها[22]  
طبقه­بندي­هاي مختلفي از سيستم­ها وجود دارد که در اينجا پنج نمونه از آن ذکر مي شود:
 
الف. طبقه­بندي رفتاري
در اين طبقه­بندي از دو معيار هدف و روش رسيدن به هدف، استفاده مي­گردد. بر اين اساس، چهار نوع مشهور از سيستمها تعريف مي گردد:
1.      سيستم حافظ حالت (State-Maintaining System). سيستمي است که هدف و روش رسيدن به هدف را خودش انتخاب نمي­کند بلکه از قبل در ساختار آن گنجانيده شده است. اين سيستم فقط در برابر تغييرات عکس العمل نشان مي­دهد. آنچه اين سيستم انجام مي­دهد بطور کامل بستگي به رويداد علت رفتار و ساختار آن دارد. به عنوان مثال، سيستم حرارتي يک ساختمان را در نظر بگيريد که بطور خودکار دماي ساختمان را در مقدار مشخصي نگه مي­دارد. مثال ديگر قطب نماست که همواره به جهت مشخصي اشاره دارد. سيستمهاي حافظ حالت قادر به يادگيري نيستند چون خودشان رفتارشان را انتخاب نمي­کنند. به عبارت ديگر، این سیستم­ها با تجربه بهبود نمي­يابند.
يک سيستم حافظ حالت، بايد قادر باشد بين تغييرات حالتي که در سيستم يا محيط رخ مي­دهد تشخيص و تميز قائل شود.
2.      سيستم هدف­جو (Goal-Seeking System). سيستمي است که هدف را خودش انتخاب نمي­کند اما روش رسيدن به هدف را خود انتخاب مي­نمايد. هدف اين سيستم رسيدن به حالت مشخص است و قادر به انتخاب رفتار است. اين نوع سيستمها اگر حافظه داشته باشند، مي­توانند در طول زمان کارايي خود را افزايش دهند. به عنوان مثال، سيستمهاي با راننده خودکار از این قبیل هستند.
وجودي که بتواند رفتارهاي مختلف داشته باشد (راههاي مختلف را برگزيند)، اما در محيط­هاي گوناگون فقط يک نتيجه را حاصل نمايد،  سيستمي هدف­جو است.
3.      سيستم هدفمند (Purposeful System). این نوع سیستم، هم هدف و هم روش رسيدن به هدف را خودش انتخاب مي­نمايد. انسانها مشهورترين مثال برای اين نوع سيستم هستند. رفتار يک موجود هدفمند، هرگز تماما از بيرون تعيين نمي­شود و حداقل بخشي از آن ناشي از انتخاب و تصميم خود موجود است. سيستم هدفمند حتي تحت شرايط ثابت محيطي نيز مي­تواند هدفش را تغيير دهد.
4.      سيستم آرمان­مند (Ideal-Seeking System).  سيستمي است که به جاي هدف، يک آرمان را دنبال مي کند.
 
ب. طبقه­بندي بولدينگ
بولدينگ، سيستمها را به 9 سطح تقسيم مي­کند بنحوي ­که قوانين سطوح پايين­تر در سطوح بالاتر نيز صادق است. ولي سطوح بالاتر، هريک داراي خصوصيات خاصي است که آنرا از سطوح قبلي متمايز مي­کند:
1. ساخت (structure): قوانين استاتيک، توجيه کننده رفتار اين سطح است. مثال آن، صندلي است.
2. سيستم­هاي متحرک يا بطور کلي حرکت (motion): قوانين ديناميک، توجيه کننده خصوصيات اصلي اين سطح است. حرکات و تغييرات اين سيستمها از پيش شناخته شده و معلوم است.
3. سايبرنتيک (cybernetic): سيستمهايي هستند که توسط مکانيزم بازخور کنترل مي­شوند. ترموستات ساده­ترين، و کامپيوتر جالب­ترين پديده اين سطح است. فهم سايبرنتيک، قدم اول در بررسي رفتار سيستم­هاي سطح بالاتر است.
4. تک ياخته يا سلول (cell): پديده حيات در اين سطح ظاهر مي شود.
5. گياهان: کار گروهي بين سلولها، تقسيم کار و اجتماع سلولي مربوط به اين سطح است.
6. حيوانات: در اين سطح، گيرنده­هاي اطلاعاتي براي تشخيص علامات بوجود مي­آيد. حيوانات کوشا براي حفظ و بقاي خويش هستند.
7. انسان: شايد انسان تنها موجودي است که مي­داند که مي­ميرد. گيرنده­هاي اطلاعاتي در اين سطح به تکامل خود مي­رسند و با درک بعد زمان و قدرت تشخيص و تحليل علامات و اطلاعات و ربط آنها به يکديگر، انسان تصويري از محيط براي خود مي­سازد و مداخله آن تصوير بين محرک و عکس­العمل، شناخت و پيش­بيني عکس­العمل را مشکل مي­سازد.
انسان قدرت اداره کردن اطلاعات نمادي را دارد. زبان انساني ويژگي­هايي دارد که در هيچ موجود ديگري وجود ندارد.
8. نظام اجتماعي (social system): پيچيده­ترين سطح سيستم­هاي باز است. واحد اين سيستم­ها انسان نيست بلکه نقشي است که به وي واگذار شده است. مديريت را مهندسي سطح هشتم سيستم­ها دانسته­اند.
9. سيستم­هاي ناشناخته
 
ج. طبقه بندي بر اساس هدفمندی سيستم و اجزاء: 
بر اساس هدفمند بودن سيستم و اجزاء تشکیل دهنده آن، سيستم­ها را به صورت زير تقسيم مي­کنند:
1. سيستم­هاي جبري:  سيستم­هايي که نه خودشان به عنوان يک کل و نه اجزايشان از خود هدفي دارند. سيستم­هايي هستند که رفتارشان جبري است. ماشين­ها نمونه کامل اين گونه سيستم­ها هستند. مثلا اتومبيل، بادبزن برقي و ساعت، نمونه­هايي از سيستم­هاي جبري محسوب مي­شوند. اگر چه سيستم­هاي جبري از خود هدف و مقصودي ندارند اما غالبا در خدمت اهداف يک و يا چند وجود خارج از خودشان مانند سازندگان، کنترل کنندگان و يا استفاده کنندگان­شان هستند.
2. سيستم­هاي جاندار: سيستم­هاي جاندار از خود هدف دارند اما اجزاي آن­ها چنين نيستند. آشناترين مثال براي اين دسته از سيستم­ها، حيوانات و از جمله انسان­ها هستند. امروزه حيات با مفهوم "خود تجديد شوندگي" تعريف مي شود که این مفهوم عبارت است از نگاهداشت واحدها و کليت در حالي که اجزاء پيوسته و يا به صورت ادواري از هم جدا و بازسازي شوند، به وجود آيند و نابود شوند، توليد شده و به مصرف برسند.
3. سيستم­­هاي اجتماعي: سيستم­هاي اجتماعي از قبيل شرکت­ها، دانشگاه­ها و انجمن­ها اهدافي براي خود دارند و دربردارنده اجزايي هستند که آنها نيز براي خود اهدافي را دارا هستند.
4. سيستم­هاي زيست محيطي: اين گونه سيستم­ها بر خلاف سيستم­هاي اجتماعي از خود هدفي ندارند، در عين حال به اهداف اجزاي خود از جمله ارگانيسم­ها و سيستم­هاي اجتماعي خدمت مي­کنند.
 
د. طبقه­بندی بر اساس رابطه با محیط
سیسم­ها را بر اساس رابطه با محیط به دو نوع باز و بسته تقسیم می­کنند:
1. سیستم باز (open system): سیستمی که با محیط خود به یک تعادل پویا رسیده باشد.
2. سیستم بسته (closed system): سیستمی که با محیط خود به یک تعادل ثابت رسیده باشد.
 
ه. طبقه بندی بر اساس مکانیک یا ارگانیک بودن
1. سیستم مکانیکی: سیستمی که براساس قانون­مندی تحمیل شده توسط ساختار درونی و قوانین علی ذاتی­اش عمل می­کند. مثل یک ساعت یا یک اتومبیل.
2. سیستم ارگانیکی: سیستمی که حداقل یک هدف یا مقصود خودشان دارند. مثل حفظ بقا، که رشد برای آن عاملی ضروری تلقی می­شود.


 [1].  زاهدی، شمس السادات؛  مقدمه ای بر نظریه عمومی سیستم­ها، مجله مدیریت امروز، تهران، 1359، ص27.
[2].  زاهدی، شمس السادات؛ تجزیه تحلیل و طراحی سیستم ها، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1389، ص22.
[3]. رضائيان، علي؛ تجزيه وتحليل وطراحي سيستم، تهران، سمت، 1384، ص15.
[4] . فرشاد، مهدی؛ نگرش سیستمی، تهران، امیرکبیر، 1362، ص94.
 . [5] هيچينز،درك.كي؛ كاربرد انديشه­ي سيستمي، ترجمه رشيد اصلاني، مركز آموزش دولتي، 1376، ص13.
[6] رضائيان، علي؛ پیشین، ص10.
[7] فرشاد، مهدی؛ پیشین، ص32.
[8] رضاییان، علی؛ پیشین، ص11.
[9]. Koontz, Harold &  Others; Management, New York, McGraw-Hill, Inc, 1988, 8th ed, P59.
[10] رضائيان، علي؛ مبانی سازمان و مدیریت، تهران سمت، 1388، ص62.
[11] شفريتز، جي ام و جي استيون، اوت؛ تئوريهاي سازمان: اسطوره ها. ترجمه علي پارسائيان، 1381، ص569.
[12] رابينز،  استيفن، تئوري سازمان: ساختار، طراحي، كاربردها، ترجمه سيد مهدي الوانی و حسن دانايي­فرد، تهران، نشر موج، 1376، ص36.
[13] همان، ص59.
[14] زاهدی، شمس السادات؛ تجزیه تحلیل و طراحی سیستم ها،  پيشين، ص24
[15] رئوفي، محمد حسين؛ مديريت عمومي وآموزشي، مشهد، روان مهر، 1381، ص106.
[16] علاقه بند،علی؛ مباني نظري و اصول مديريت آموزشي. تهران،  نشر روان، 1381، ص124.
[17] همان.
[18] همان ص127.
[19] برتالانفی، لودویگ فون؛ نظریه عمومی سیستم­ها، ترجمه کیومرث پریانی، تهران، نشر تندر، 1370، ص51.
[20]. Gouger, j. Daniel and Robert W. Knap; system analysis techinque, New York,  John Wiley and sons, 1974, p.39.
[21] علاقه بند،علي، پيشين، ص151- 124.
[22] محمدی، داود و  رمضان، مجید و  ابراهیمی، محمدرضا، تجزیه و تحلیل سیستم­ها (تفکر سیستمی)، تهران، ققنوس، 1389، ص38-60.

 


3.8/5 - (20)
 
 
 
1393/05/30
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas